الشيخ محمد هادي معرفة ( مترجم : شهرابى )
183
صيانة القرآن من التحريف ( مصونيت قرآن از تحريف ) ( فارسى )
خواهى يافت . » آرى ! در گذشته و حال ، هميشه يهوديان با اسلام دشمنى داشته و دارند و با تلاشى مذبوحانه مىخواهند كيان مسلمين را به خطر بيندازند ، ولى اين بيچارگان را چه شده كه گوشهايشان را دربست در اختيار ياوهسراييهاى اين پليدان مىگذارند و خود را در برابر دسيسههاى برادران ملعون شياطين رها مىكنند تا آنان را به هرجا كه مىخواهند بكشانند . خداوند متعال مىفرمايد : « وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً ؛ « 1 » اينچنين در برابر هر پيامبرى ، دشمنى از شياطين انس و جن قرار داديم ؛ آنها بطور سرّى ( و درگوشى ) سخنان فريبنده و بىاساس ( براى اغفال مردم ) به يكديگر مىگفتند . » از اينجاست كه به افرادى مانند محدّث نورى مىگوييم : به خاطر جا انداختن يك دروغ پيش ساختهء خودتان ، اينقدر به باطلها و ياوهها اعتماد نكنيد و آن را رواج ندهيد و قرآن كريم را آماج تيرهاى زهرآگين دشمنان لجوج ، نسازيد « وَ لا تَكُونُوا كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكاثاً ؛ « 2 » همانند آن زن ( سبكمغز ) نباشيد كه پشمهاى تابيدهء خود را پس از استحكام وامىتابيد . » خداوند همهء ما را از لغزشگاهها نگهدارد ! اكنون سند اين دو حديث را - با صرفنظر از محتوايشان - بررسى مىكنيم تا سستى و دروغ بودن آن بيش از پيش هويدا گردد . حديث اوّل را « محمد بن سنان » از « ابو الجارود ، زياد بن منذر » معروف به سرحوب از « ليث بن سعد » روايت مىكند كه : « در حضور معاويه از كعب پرسيدم : تاريخ زندگى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را چگونه مىيابيد و آيا براى خاندانش فضيلتى سراغ داريد ؟
--> ( 1 ) . انعام ( 6 ) آيهء 112 . ( 2 ) . نحل ( 16 ) آيهء 92 .